فصل چهارم : شرايط قصاص

ماده 219 – کسی که محکوم به قصاص است بايد با اذن ولی دم او را کشت . پس اگر کسی بدون اذن ولی دم او را بکشد مرتکب قتلی شده که موجب قصاص است .

ماده 220 – پدر يا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود و به پرداخت ديه قتل به ورثه مقتول و تعزير محکوم خواهد شد .

ماده 221 – هرگاه ديوانه يا نابالغی عمداَ کسی را بکشد خطا محسوب و قصاص نمی شود بلکه بايد عاقله آنها ديه قتل خطا را به ورثه مقتول بدهند .

تبصره – در جرائم قتل نفس يا نقص عضو اگر جرم ارتکابی عمدی باشد و مرتکب صغير يا مجنون باشد و پس از بلوغ يا افاقه مرتکب ، مجنی عليه در اثر سرايت فوت شود مستوجب قصاص نمی باشد .

ماده 222 – هرگاه عاقل ديوانه ای را بکشد قصاص نمی شود بلکه بايد ديه قتل را به ورثه مقتول بدهد و در صورتيکه اقدام وی موجب اخلال در نظم جامعه يا خوف شده و يا بيم تجری مرتکب و يا ديگران گردد موجب حبس تعزيری از 3  تا 10 سال خواهد بود .

ماده 223 – هرگاه بالغ نابالغی را بکشد قصاص می شود .

ماده 224 – قتل در حال مستی موجب قصاص است مگر اينکه ثابت شود که در اثر مستی بکلی مسلوب الاختيار بوده و قصد از او سلب شده است و قبلاَ برای چنين عملی خود را مست نکرده باشد و در صورتيکه اقدام وی موجب اخلال در نظم جامعه و يا خوف شده و يا بيم تجری مرتکب و يا ديگران گردد موجب حبس تعزيری از 3 تا 10 سال خواهد بود .

ماده 225 – هرگاه کسی در حال خواب يا بيهوشی شخصی را بکشد قصاص نمی شود فقط به ديه قتل به ورثه مقتول محکوم خواهد شد .

ماده 226 – قتل نفس در صورتی موجب قصاص است که مقتول شرعاَ مستحق کشتن نباشد و اگر مستحق قتل باشد قاتل بايد استحقاق قتل او را طبق موازين در دادگاه اثبات کند .