فصل سوم : تعليق اجرای مجازات

ماده 25- در کليه محکوميتهای تعزيری و باز دارنده حاکم می تواند اجرای تمام يا قسمتی از مجازات را با رعايت

 شرايط زير از دو تا پنج سال معلق نمايد :

الف _ محکوم عليه سابقه محکوميت قطعی به مجازاتهای زير نداشته باشد :

1- محکوميت قطعی به حد .

2- محکوميت قطعی به قطع يا نقص عضو .

3- محکوميت قطعی به مجازات حبس به بيش از يکسال در جرائم عمدی .

4- محکوميت قطعی به جزای نقدی به مبلغ بيش از دو ميليون ريال .

5- سابقه محکوميت قطعی دو بار يا بيشتر بعلت جرمهای عمدی با هر ميزان مجازات .

ب - دادگاه با ملاحظه وضع اجتماعی و سوابق زندگی محکوم عليه و اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب جرم گرديده

 است اجرای تمام يا قسمتی از مجازات را مناسب نداند .

تبصره - در محکوميتهای غير تعزيری و باز دارنده تعليق جايز نيست مگر در مواردی که شرعاَ و قانوناَ تعيين شده

 باشد .

ماده 26- در موارديکه جزای نقدی با ديگر تعزيرات همراه باشد جزای نقدی قابل تعليق نيست .

ماده 27- قرار تعليق اجرای مجازات ضمن حکم محکوميت صادر خواهد شد و مجرمی که اجرای حکم مجازات حبس

او تماماَ معلق شده اگر بازداشت باشد به دستور دادگاه فوراً آزاد می گردد.                                                                                                                                                                                                                                                                                                                  

ماده  28 – دادگاه جهات و موجبات تعليق و دستورهائی که بايد محکوم عليه در مدت تعليق از آن تبعيت نمايد در حکم خود  تصريح و مدت تعليق را نيز بر حسب نوع جرم و حالات شخصی مجرم و با رعايت مدت مذکور در ماده 25 تعيين می نمايد .

ماده 29- دادگاه با توجه به اوضاع و احوال محکوم عليه و محتويات  پرونده می تواند اجرای دستوريا دستور های ذيل را در مدت تعليق از محکوم عليه بخواهد و محکوم عليه مکلف به اجرای دستور دادگاه می باشد .

1- مراجعه به بيمارستان يا درمانگاه برای درمان بيماری يا اعتياد خود .

2- خودداری از اشتغال به کار يا حرفه معين .

3- اشتغال به تحصيل در يک مؤ سسه فرهنگی .

4- خودداری از تجاهر به ارتکاب محرمات و ترک واجبات يا معاشرت با اشخاصی که دادگاه معاشرت با آنها را برای محکوم عليه مضر تشخيص می دهد .

5- خودداری از رفت و آمد به محلهای معين .

6- معرفی خود در مدتهای معين به شخص يا مقامی که دادستان تعيين می کند .

تبصره – اگر مجرمی که مجازات او معلق شده است در مدت تعليق بدون عذر موجه از دستور دادگاه موضوع  اين ماده تبعيت ننمايد برحسب درخواست دادستان پس از ثبوت مورد در دادگاه صادر کنند حکم تعليق ، برای بار اول بمدت تعليق مجازات او يکسال تا دو سال افزوده می شود و برای بار دوم حکم تعليق لغو ومجازات معلق به موقع اجراء گذاشته خواهد شد .

ماده 30- اجرای احکام جزائی زير قابل تعليق نيست :

1- مجازات کسانی که به وارد کردن و يا ساختن و يا فروش مواد مخدر اقدام و يا به نحوی از انحاء با مرتکبين اعمال مذکور معاونت می نمايند .

2- مجازات کسانی که به جرم اختلاس يا ارتشاء يا کلاهبرداری يا جعل واستفاده از سند مجعول يا خيانت در امانت يا سرقتی که موجب حد نيست يا آدم ربايی محکوم می شوند .

3- مجازات کسانی که به نحوی از انحاء با انجام اعمال مستوجب حد ، معاونت می نمايند .

ماده 31- تعليق اجرای مجازاتی که با حقوق الناس همراه است تأثيری در حقوق الناس نخواهد داشت و حکم مجازات در اين موارد يا پرداخت خسارت به مدعی خصوصی اجراء خواهد شد .

ماده 32- هرگاه محکوم عليه از تاريخ صدور قرار تعليق اجرای مجازات در مدتی که از طرف دادگاه مقرر شده مرتکب جرائم مستوجب محکوميت مذکور در ماده 25 نشود محکوميت تعليقی بی اثر محسوب و از سجل کيفری او محو می شود . برای کليه محکومين به مجازاتهای معلق بايد بلافاصله پس از قطعيت حکم از طرف دادسرای مربوط برگ سجل کيفری تنظيم و به مراجع صلاحيت دار ارسال شود و در هرمورد که در مدت تعليق تغييری داده شود يا حکم تعليق مجازات الغاء گردد بايد مراتب فوراَ برای ثبت در سجل کيفری محکوم عليه به مراجع صلاحيت دار مربوط اعلام شود .

تبصره – در مواردی که بموجب قوانين استخدامی ، حکمی موجب انفصال است شامل احکام تعليقی نخواهد بود مگر آنکه در قوانين و يا حکم دادگاه قيد شده باشد .

ماده 33- اگر کسی که اجرای حکم مجازات او معلق شده در مدتی که از طرف دادگاه مقرر شده مرتکب جرم جديدی که مستوجب محکوميت مذکور در ماده 25 است بشود به محض قطعی شدن دادگاهی که حکم تعليق مجازات سابق را صادر کرده است يا دادگاه جانشين بايد الغاء آن را اعلام دارد تا حکم معلق نيز درباره محکوم عليه اجراء گردد .

ماده 34- هرگاه بعد از صدور قرار تعليق معلوم شود که محکوم عليه دارای سابقه محکوميت به جرائم مستوجب محکوميت مذکور در ماده 25 بوده و دادگاه بدون توجه به آن اجرای مجازات را معلق کرده است دادستان به استناد سابقه محکوميت از دادگاه تقاضای لغو تعليق مجازات را خواهد نمود و دادگاه پس از احراز وجود سابقه قرار تعليق را الغاء خواهد کرد .

ماده 35- دادگاه هنگام صدور قرار تعليق آثار عدم تبعيت از دستورهای صادره را صريحاَ قيد و اعلام می کند که اگر در مدت تعليق مرتکب يکی از جرائم مستوجب محکوميت مذکور در ماده 25 شود علاوه بر مجازات جرم اخير مجازات معلق نيز درباره او اجراء خواهد شد .

ماده 36- مقررات مربوط به تعليق مجازات درباره کسانی که به جرائم عمدی متعدد محکوم می شوند قابل اجراء نيست و همچنين اگر درباره يک نفر احکام قطعی متعددی در مورد جرائم عمدی صادر شده باشد که در بين آنها محکوميت معلق نيز وجود داشته باشد دادستان مجری حکم موظف است فسخ قرار يا قرارهای تعليق را از دادگاه صادر کننده بخواهد دادگاه نسبت به فسخ قرار يا قرارهای مزبور اقدام خواهد نمود .

ماده 37- هرگاه محکوم به حبس که در حال تحمل کيفر است قبل از اتمام مدت حبس مبتلا به جنون شود با استعلام از پزشک قانونی در صورت تأييد جنون ، محکوم عليه به بيمارستان روانی منتقل می شود و مدت اقامت او در بيمارستان جزء مدت محکوميت او محسوب خواهد شد . در صورت عدم دسترسی به بيمارستان روانی به تشخيص دادستان در محل مناسبی نگهداری می شود .