فصل
بيست و يکم :
ديه بينائي
ماده
457 ـ از بين بردن
بينائي هر دو
چشم ديه کامل
دارد و از بين
بردن بينائي
يک چشم نصف
ديه کامل دارد
.
تبصره
ـ فرقي در حکم
مذکور بين چشم
تيزبين يا لوچ
يا شب کور و
مانند آن نمي
باشد .
ماده
458 ـ هرگاه با
کندن حدقه چشم
، بينائي از
بين برود ديه
آن بيش از ديه
کندن حدقه
نخواهد بود و
اگر در اثر
جنايت ديگر
مانند شکستن
سر ، بينائي
از بين برود هم
ديه جنايت يا
ارش آن لازم
است و هم ديه
بينائي .
ماده
459 ـ در صورت
اختلاف بين
جانی و مجني
عليه با گواهي
دو مرد خبره عادل
يا يک خبره
مرد و دو زن
خبره عادل به
اينکه بينائي
از بين رفته و
ديگر برنمي
گردد يا اينکه
بگويند اميد
به برگشت آن
هست ولي مدت
آن را تعيين
نکنند ديه
ثابت مي شود و
همچنين اگر
براي برگشت آن
مدت متعارفي
تعيين نمايند
و آن مدت سپري
شود و بينائي
برنگردد ديه
ثابت خواهد
بود .
و
هرگاه مجني
عليه قبل از
سپري شدن مدت
تعيين شده
بميرد ديه
استقرار مي
يابد و همچنين
اگر ديگری
حدقه او را
بکند ديه
بينائي بر جاني
اول ثابت
خواهد بود .
و
هرگاه بينائي
برگردد و شخص
ديگری آن چشم
را بکند ، بر
جاني اول فقط
ارش لازم مي
باشد .
ماده
460 ـ هرگاه مجني
عليه مدعي شود
که بينائي هر
دو چشم يا يک
چشم او کم شده
به ترتيب با
آزمايش و سنجش
با همسالان يا
با مقايسه چشم
ديگرش به نسبت
تفاوت ديه
پرداخت مي شود
و در صورتيکه
از طريق آزمايش
علم حاصل نشود
از طريق قسامه
اقدام مي شود .
ماده
461 ـ هرگاه مجني
عليه ادعا کند
که بينائي او
زايل شده و
شهادتي از متخصصان
در بين نباشد
حاکم او را با
قسامه سوگند
مي دهد و بنفع
او حکم صادر
مي کند .
تبصره
ـ قسامه برای
کوري دو چشم
شش قسم و براي کوري
يک چشم سه قسم
و براي کم شدن
بينائي به نسبت
کم شدن آن مي
باشد اعم از
اينکه مدعي به
تنهائي قسم
ياد کند يا با
افراد ديگر .