داريوش فروهر
ازپرتحرک ترين چهره های مبارز ايران

 

برگرفته: از ماهنامه ايران فردا


اشاره ای گذرا بر زندگی سياسی او
۱۳۰۷- در هفتم دی ماه ، در شهر اصفهان ديده به جهان می گشايد.
۱۳۲۰- دوران تحصيلات ابتدايی را در شهر اصفهان به پايان می رساند اما چون پدرش افسر ارتش بود و در" اروميه" کار می کرد، تابستان به آن شهر می رود و از نزديک رويداد سوم شهريور و اشغال شمال ايران به وسيله ارتش سرخ را مشاهده می کند.
۱۳۲۱- پدر وی پس از انتقال به اصفهان ، مبارزه با اشغالگران را آغاز می کند و در نتيجه نخست به تهران تبعيد و سپس ازسوی ارتش انگليس بازداشت و به اردوگاه اسيران جنگی در اراک فرستاده می شود.
۱۳۲۲- داريوش فروهر زمانی که دانش آموز دبيرستان ايرانشهر تهران بود با چهره وسوابق"مصدق"
آشنا می شود و در آستانه پانزده سالگی به يک زندگی سياسی پر آشوب و مخاطره آميزپای می نهد.
۱۳۲۳تا ۱۳۲۵ - در اين سالها داريوش فروهر، همدوش دانش آموزان و دانشجويان برای پايان اشغال آذربايجان و کردستان به مبارزه بر می خيزد.
۱۳۲۷- دانشکده حقوق را برمی گزيند و در آذرماه به "مکتب پان ايرانيسم" که هسته مرکزی يک گروه سياسی ملت گرا و مبارز است، می پيوندد.
۱۳۲۸- آرامش برای ابد از زندگی او رخت می بندد. او مصدق را به هنگام بنيان گذاری جبهه ملی ايران و تحصن برای آزادی انتخابات ، همراه ديگر دانشجويان مبارز ياری می کند و در انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی ، نقش فعال و سر سختانه او در پيروزی دکتر مصدق و همگامانش موثر واقع می شود. در آن موقع ؛ داريوش فروهر بيست ويکساله بود.
۱۳۲۹- در فروردين ماه در پی تلاشهای شبانه روزی برای نشرانديشه های "مکتب" ، ميان مردم برای نخستين بار زندانی می شود.
با افزايش فعاليتهای سياسی در دانشگاه ، برای ايجاد همبستگی هرچه بيشتر در راه تحقق شعار" صنعت نفت بايد درسراسر ايران مّلی شود"حکومت رزم آرا را برسرخشم می آورد. داريوش فروهر در آذرماه دوباره بازداشت می شود.
در اوج نهضت ملی شدن صنعت نفت ، دانشجويان دانشگاه تهران ، او را برای تشکيل سازمان دانشجويان ملی ، به نمايندگی انتخاب می کنند و در نخستين راهپيمايی که دانشجويان برای ملی کردن نفت در ميدان بهارستان بر پا می کنند داريوش فروهر به عنوان سخنگوی دانشجويان ، سخنرانی پر شور و بر انگيزنده ای ايراد می نمايد.
۱۳۳۰- در يکم آبان ماه "مکتب" به حزب ملت ايران تبديل می شود. داريوش فروهر، نخست به عضويت کميته موقت رهبری حزب و در ۱۷دی ماه همان سال به دبيری حزب ملت ايران برگزيده می شود.
۱۳۳۱- در هر هنگامه سياسی ، چهره داريوش فروهر را می بينيم ، به هنگام سفر دکتر مصدق به لاهه ، در جريان کوشش برای برگزاری آيين يکمين سال خلع يد از استعمارگران در ۲۹خرداد، برای سومين بار، نيروهای انتظامی شاه و درباريان او را دستگير و بازداشت می کنند.
تظاهرات مردمی لحظه به لحظه اوج می گيرد. داريوش فروهر در تمامی اين لحظه ها حضور فعال دارد.
سی ام تير، روزی سرنوشت ساز پی روزهايی خونبار، داريوش فروهر، مبارزات وتظاهرات خونين ميدان بهارستان را در کنار ياران وفادارش رهبری می کندو قدمی بزرگ و موثر در راه پيروزی مجدد مصدق بر ميدارد.
نهم اسفند توطئه مشترک هواداران شاه ، اوبا ش ها، بدکاره ها و خودفروخته ها عليه مصدق ، با بسيج همه حزبهای ملی درهم می شکند. کوشش های فروهر مانند هميشه چشمگيراست .
۱۳۳۲- عاقبت شاه می گريزد. داريوش فروهرهمه جا پيشاپيش صفوف مردم خشمگين است که خواهان انهدام سلطنت هستندو مجسمه های ستم را به زير می کشند و طالب استقلال کامل ايران و رهايی وطن از چنگ "همه" امپرياليستها می باشند.
فاجعه ۲۸مرداد کودتا به وقوع می پيوندد. شهر در آتش وخون فرو ميرود. حزب ملت ايران ويران ميشود. داريوش فروهر و يارانش تا پای جان می جنگند. بيمارستانها پر از همسنگران فروهر و مبارزان آزاديخواه می شود. داريوش فروهر را زخمی وسراپا خون آلودبه بيمارستان نجميه مصدق ميرسانند و شبانه و پنهانی از آنجا فرارش می دهند.
اول شهريور ، نخستين اعلاميه ستاد پنهانی حزب ملت ايران عليه کودتاچيان ، به امضای داريوش فروهر ، دو روز پس از کودتا منتشر می شود. در اين اعلاميه ، مردم به مبارزه و مقاومت در مقابل کودتاچيان فراخوانده می شوند. فرمانداری نظامی برای دستگيری زنده يا تحويل مرده درايوش فروهرجايزه تعيين می کند. مبارزه پنهانی و جنگ و گريز و دربه دری ، مدت چند روز ادامه می يابد. در مرکز مبارزه ماندن و جنگيدن، اين است شعار داريوش فروهر .
نخستين دوره " آرمان ملت " ارگان ستاد پنهانی حزب ملت ايران نشر می يابد. فروهر سرانجام در دی ماه دستگير می شود.
اعلاميه های شماره ۲۰و ۲۱ فرمانداری نظامی حاکی از اهميت دستگيری وی است .
۱۳۳۳- در مرداد ماه به ظاهر از زندان فرمانداری نظامی آزاد و به قشم تبعيد می شود و تحت نظر قرار می گيرد. در تبعيدگاه داريوش فروهر ، طرحی با عنوان "اتحاد- انقلاب - انتقام " به حزب ملت ايران و" نهضت مقاومت ملی" ارائه می دهد. در اوج تلاشهای خائنانه دولت دست نشانده زاهدی ، بر سر انعقاد قرار داد" امنيتی - پيچ" به تهران باز می گردد و مسئوليت تشکيلات نهضت مقاومت ملی را بر عهده می گيرد و عليه قرار داد کنسرسيوم ، تظاهرات خيابانی متعدد و پراکنده ای بر پا می کند و بار ديگر همراه تنی چند از يارانش به زندان می افتد.
در روز ۱۹آبان ماه ، سردار نهضت ملی ايران ، دکتر حسين فاطمی ، را تير باران می کنند. داريوش فروهر نخستين کسی است که زير سلطه سرنيزه حکومت ، نزد خانواده داغدار فاطمی می شتابد و در آن شرايط دشوار ، در برپايی آيين هفته و چهلمين روز شهادت اين سردارنامی ، پيشگام می شود.
۱۳۳۵- در نوروز اين سال ، به هنگام بستن پيمان ننگين "بغداد" و انتخابات قلابی دوره نوزدهم ، باز هم داريوش فروهر ، اين مظهر مبارزه عليه استعمار و " استبداد" را همزمان با آيت اله حاج سيد رضا زنجانی برای چند ماه به زندان می اندازند.
۱۳۳۶- امپرياليستها و صهيونيستها به کانال سوئز، در مصر، حمله می کنند. فروهر در مخالفت با اين تجاوز تظاهراتی بر پا می کند و از ياران خود می خواهد که برای جنگيدن در کنار ملت قهرمان مصر ، ترتيب سفر وی به مصر را بدهند. جنبش داوطلبان آغاز می شود. دولت تصميم به دستگيری فروهر می گيرد. ولی او مخفی می شود و مبارزه عليه حکومت استبدادی را دنبال می کند.
۱۳۳۷- فروهر در موقعيت رهبری حزب ملت ايران و به عنوان يکی از چهره های مبارز عليه استبداد حاکم ، نبرد زير زمينی خود را ادامه ميدهد و دوره دوم روزنامه " آرمان ملت "، ارگان حزب ملت ايران را به کمک دوستان مبارزش منتشر می کند.
۱۳۳۸- هشتم خرداد ، فروهر و گروهی از دانش آموزان ، دانشجو يان و کارگرانی که با او ديدار داشتند، دسته جمعی بازداشت می شوند. در زندان دژبان ، داريوش فروهر مدت سه ماه در سلولی که زير شيروانی قرار دارد در شرايطی مرگ آور ، زندانی می شود.
۱۳۳۹- هيجده ماه زندان ، يک سال و نيم از عمر يک" هميشه مبارز".
ارتشبد هدايت از سوی شاه ، به فروهر پيشنهاد می کندکه برای هميشه از ايران برود. فروهرمی گويد:"زندان را به آزادی دور از وطن ترجيح می دهم".
در سی ام تيرماه جبهه ملی دوم تشکيل ميگردد و داريوش فروهر را که هنوز در زندان است ، به عضويت شورای مرکزی آن بر می گزينند. در پی دوره جديد مبارزات جبهه ملی و خواست مردم ، سرانجام فروهر ، در آبان ماه از زندان آزاد می شود.
فروهر، دو ماه پس از آزادی و در حالی که از سوی جبهه ملی نامزد نمايندگی مجلس شورا است ، بار ديگر در هفدهم ديماه به زندان می افتد و تا ۲۵ فروردين ماه سال بعد در زندان می ماند.
۱۳۴۰- در سوم ارديبهشت اين سال ، فروهر ، در سی و چهارسالگی بايکی از همرزمان خود به نام "پروانه اسکندری " که در پيکارهای دانشجويی چند بار به زندان افتاده ازدواج می کند.
در شامگاه ۲۹تير، هنگامی که همراه شخصيت های سياسی از جمله حضرت آيت الله سيد محمود طالقانی برای شرکت در مراسم فاتحه خوانی بر مزار شهيدان "سی ام تير"می رود، بار ديگر بازداشت می شود و به زندان می افتد. ولی دولت به دليل فشار افکار عمومی به ناچار او را آزاد می کند.
به دنبال هجوم وحشيانه گارد شاهنشاهی به دانشگاه ، در روز اول بهمن ماه ، بار ديگر در صدد دستگيری او بر می آينداما موفق نمی شوند و وی مبارزه پنهانی را تا آزادی ياران زندانی اش ادامه می دهد.
۱۳۴۱- درگير و دار برخوردهای درون سازمانی در دی ماه ، نخستين کنگره جبهه ملی تشکيل می شود. در اين کنگره ، داريوش فروهر همراه با نمايندگان سازمانهای دانشجويی و بعضی بازاريان و ياران خود، اقليت را می سازد. ديدگاه های اقليت بعدها مورد تائيد دکتر مصدق واقع می شود.
انقلاب سفيد بدستور شاه آغازمی شود. در برپايی تظاهرات و راه پيمايی هايی که داريوش فروهردر مخالفت با طرح پيشنهادی شاه مخفيانه رهبری می کند، در نيمه اسفندماه ، بار ديگر دستگير و به زندان می افتد.
۱۳۴۲- فروهر از داخل زندان ، قيام ۱۵خرداد را نقطه عطف و متحول کننده پيکارهای رهايی بخش ملت ايران اعلام می کند. فروهر تا شهريور در زندان می ماند. همه زندانبانهای ايران ميدانند که زندان خانه دوم داريوش فروهر است . در اوج يورش های وحشيانه حکومت استبداد، فروهر طرح مبارزاتی خود را با نام" ايستادگی و کوشش" برای بازسازی تشکيلات درگير با استبداد اعلام می کند و برای اتخاذ شيوه های مناسب مبارزاتی ، برای دکتر مصدق که در احمد آباد- تبعيدگاه - به سر می برد، نامه هايی می فرستد و از پيشوای ملت ايران برای سازماندهی و چگونگی پيکارهای آينده ، راهنمايی می خواهد که بر اساس رهنمودهای دکتر مصدق ، جبهه ملی سوم پی ريزی می شود.
۱۳۴۳- فروهر در متن حرکت تازه و تکان دهنده خود، در سی ام شهريور، همراه گروهی از يارانش به زندان می افتد.
۱۳۴۳- داريوش فروهر همچنان در زندان به سر می برد و پس از محاکمه در بيدادگاه شاه به سه سال زندان محکوم می شود.
۱۳۴۵- در آبان ماه ، فروهر پس از آزادی از زندان ، به کار سازماندهی حزبی می پردازد و می کوشد تا حرکت نيروهای بپاخاسته مردمی را هم آهنگ سازد.
هنوز چندی از آزادی فروهر نگذشته که دکتر مصدق ، در چهاردهم اسفند در می گذرد. او از انگشت شمار شاگردان و ياران مصدق است که در آيين خاک سپاری پيشوای نهضت ملی حضور دارد و در بزرگداشت پيشوای ملت ، تلاش شايانی می کند و با انتشار اعلاميه ای مردم را به چهل روز عزاداری فرا می خواند.
۱۳۴۹- داريوش فروهر با انتشار اعلاميه ای مسئله جداسازی بحرين از ايران باموافقت شاه را به شدت محکوم می کند. در هفدهم فروردين ماه همين سال ، به همين مناسبت بازداشت می شود. در بازداشتگاه خود، دست به اعتصاب غذا می زند که تا آستانه مرگ پيش می رود. هيچ کس از وضع او اطلاع ندارد. هم رزمانش به اعتراض عليه تجزيه بحرين ادامه می دهند و گروهی بازداشت می شوند. فروهر اين بار بدون محاکمه به سه سال زندان محکوم می شود.
۱۳۵۲- در نوروز از زندان کوچک حکومت به زندان بزرگ وطن باز می گردد و برای از سرگيری مبارزه از فرصت پيش آمده استفاده می کند.
۱۳۵۳تا۱۳۵۵- اين تنها سالهايی است که فروهر، ضمن کوشش همه جانبه برای نوسازی سازمانهای مبارزاتی ، به وکالت دادگستری که از مدتها قبل پروانه آن را داشت مشغول می شود.
۱۳۵۶- در ۲۲خردادماه ، در اوج استبداد زير سلطه بيگانه ، داريوش فروهر به همراه دکتر کريم سنجابی و دکتر شاپور بختيار در يک نامه سرگشاده به بررسی تنگناهای کشور می پردازند و شاه را از ادامه حکومت ايران برباده ، برحذرمی دارند.
فروهر، در دوم آبان ماه در اجتماع بزرگ بازاريان که به مناسبت تولدامام رضا(ع ) بر پا شده است ، شرکت می کند. در بامداد همين روز، خبر شهادت مصطفی خمينی به تهران می رسد. فروهر، در اجتماع بازاريان سخن می گويد و زير سر نيزه و در محاصره پليس به خمينی تسليت می گويد و به تجليل از شخصيت فرزند ايشان می پردازد. در بيست و هشتم آبان ماه کوشش های او و يارانش برای ايجادجبهه ای از مبارزان راه آزادی و استقلال به ثمر می رسد و سرانجام" اتحاد نيروهای جبهه ملی" تشکيل می شود.
سی ام آذرماه برابر با عيدقربان ، به همت او از طرف جامعه اصناف ، بازرگانان و پيشه وران بازار تهران ، در کاروان سراسنگ ، باغ گلزار، آيينی بر پا می شودکه طی آن فروهر و ديگر شرکت کنندگان مورد حمله کماندوهای گارد سلطنتی قرارمی گيرند و او از ناحيه سر به سختی آسيب می بيند و مدتی در بيمارستان بستری می شود.
"خبرنامه "که با نظارت او انتشار می يابد، سعی در ايجاد همبستگی ميان نيروهای انقلاب دارد. اين نشريه تا واژگونی نظام سلطنتی انتشار می يابد.
۱۳۵۷- در هفتم ارديبهشت ، گماشتگان ساواک در خانه ای که خانواده فروهر در طبقه دوم آن زندگی می کنند بمب می گذارند و دستگاههای پليسی مدت هشت ماه او را خانه به دوش و آسايش را از خانواده اش سلب می کنند. در سی ام تير ماه به ياری نمايندگان برخی احزاب و بعضی شخصيتهای سياسی سازمان جديد"جبهه ملی " را ايجاد می کندکه در طول آن بيش ازهرچيز بر استقلال واقعی کشور و تامين آزادی های فردی و اجتماعی تکيه می شود.
در سيزدهم شهريور، فروهر در نماز عيد فطر و راه پيمايی های پر شکوه آن روز که نقطه عطفی در تاريخ حرکتهای انقلابی ميهن به شمار می رود، همه جا در ميان مردم حضور دارد.
شانزدهم شهريور ، در راه پيمايی بزرگ آن روز که دستگاه استبداد وابسته به بيگانه را به وحشيگری بی مانندی سوق داد، در صف جلو ، کنار ديگر شخصيت های سياسی ، استوار و پر اميد قدم بر ميدارد.
هفدهم شهريور ماه ، با برقراری حکومت نظامی ، دفتر او محاصره می شود. فروهر برای ادامه مبارزه ، خود را از دسترسی گماشتگان حکومت دور نگه می دارد. اعلاميه های آتشين و راه گشاو"خبرنامه "همراه با رهنمودهای سياسی و ارزشمند نشانه هايی از کوشش پر دامنه اوست .
نهم آبان ماه ، نظام حاکم سرانجام به خواست مردم که خواهان آزادی مجاهد نستوه آيت الله طالقانی است ، تسليم می شود. در بزرگداشت اين چهره مبارز، فروهر در اوج قدرت حکومت نظامی مردم را به يک راهپيمايی بزرگ همراه باشاخه های گل از بازار تا خانه ايشان فرامی خواند. صدهاهزار تن ، راهی خانه آيت الله طالقانی می شوند. در خلال راهپيمايی ، داريوش فروهر در ميدان "پل چوبی"، زير غرش هليکوپترها و در محاصره نفربرهای ارتش طی سخنرانی پر شوری برای نخستين بار اعلام می کندکه نظام آينده کشور بايد با همه پرسی تعيين شود.
بيست و هشتم آبان ماه ، در اوج مبارزات مردم ، به هنگام يک مصاحبه مطبوعاتی ، فروهر همراه دکتر سنجابی که به تازگی از ملاقات خمينی بازگشته ، بازداشت می شود و به رغم اعتراض های شديد مردم ، ۲۶ روز را در زندان سپری می کند. فروهر در ديدارش با خمينی در پاريس به او پيشنهاد کرد که با ارتش با شيوه ای مهربانانه رفتار شود. پس از آزادی ، بی درنگ به نام سخنگوی جبهه ملی و مسئول انتشارات و تبليغات ، با نشر اعلاميه ای به دعوت آيت الله طالقانی برای برگزاری راه پيمايی پاسخ مثبت می دهد.
نوزدهم و بيستم آذرماه در راه پيمايی تاسوعا و عاشورا خستگی ناپذير و پر توان ، از بام تا شام ، در ميان مردم است .
هفتم دی ماه ، فروهر برای برگزاری هرچه با شکوه تر آيين تشييع جنازه استاد شهيد دکتر نجات اللهی از بيمارستان هزارتختخواب و جلوگيری از کشتار با همه نيرو تلاش می کند و هنگامی که جنون آدمکشی عوامل استبداد و وابسته به بيگانه به اوج می رسد، فروهر چنان به خشم می آيد که در ميان مسلسل ها خود را به بالای آمبولانس حامل جنازه می رساند و برای پذيرش شهادت ، آغوش می گشايد.
بامداد ۲۶دی ماه ، همان روزی که شاه از ايران فرار می کند داريوش فروهر برای ملاقات با خمينی راهی پاريس می شود و اين نخستين بار است که به او اجازه خروج از کشور داده می شود. پس از ۱۸ روز همراه ايشان به ايران باز می گردد. پس از بازگشت از پاريس نيز، لحظه ای از مبارزه دست بر نمی دارد و همه جا در کنار نيروهای انقلابی است .
بيست و چهارم بهمن ماه ، پس از پيروزی انقلاب ، در کابينه دولت موقت ، به رياست مهندس مهدی بازرگان شرکت می کند.
۱۳۵۸- در دوران کوتاه تصدی وزارت کار، گام هائی در راه تنظيم روابط کار و استيفای حقوق کارگران بر می دارد که راه انداختن دوباره بسياری از کارگاه ها و کارخانه ها، ايجاد صندوق وام کارگری ، تهيه طرح بيمه بيکاری ، برابرساختن تعطيلات رسمی کارگران با کارمندان و تعيين حداقل دستمزدعادلانه برای کارگران ازآن جمله است .
هيجدهم خردادماه ، فروهر درکنفرانس بين المللی کار در ژنو شرکت می کند. ديد گاه های دولت متبوع خود را روشن می سازد.
هنوز چند روز از پيروزی انقلاب نگذشته که برای بررسی وضع کردستان راهی آن استان می شود. وی برای يافتن راه حل هايی جهت رفع ستم های سياسی ، اجتماعی و اقتصادی ، فرهنگی وظلمی که دستگاه استبداد به مردم کردستان تحميل کرده بود، کوشش های چشمگيری به عمل می آورد.
فروهر پس از کناره گيری از مسئوليتهای اجرايی ، در سال ۱۳۶۰، مجددا به فعاليتهای حزبی روی می آورد. در اين سال به دستور آيت الله ديکتاتور (خمينی ) بازداشت می شود و به مدت ۵ ماه در زندانهای رژيم جمهوری اسلامی بسر می برد. در اين فاصله مادر فروهر چشم از جهان فرو می بندد و فرزندش اجازه حضور بر بالينش را نمی يابد.
بنابر اظهار مرحوم دکتر صديقی ، بر اثر فشارهای وارده ، فروهرطی پنج ماه ، ۱۵کيلو وزن کم می کند.
زنده ياد داريوش فروهر در سالهای اخيردغدغه اتحاد نيروهای مستقل اپوزيسيون ايران ، را در سر داشت .

فروهر ها از زبان شاه حسينی
حسين شاه حسينی ، رئيس سازمانهای تربيت بدنی و کميته المپيک در دولت موقت بازرگان و عضو شورای جبهه ملی يکی از آشنايان ديرين داريوش فروهر و پروانه اسکندری است .