باران فصلنامهی
فرهنگ و ادب
ویژهی
حقوق بشر
شماره 10،
زمستان 1384
گپی
با حسين
ماهوتیها،
هماهنگ
کنندهی
فعالين
ايرانی دفاع
از حقوق بشر
در اروپا و آمريکای
شمالی
به جای نخبهگرایی،
نهادسازی
کنیم
لیلی
پورزند
لطفا
فعالیتهای
حقوق بشری
خودتان را به
طور خلاصه
تعریف کنید؟
- شبکهی
«فعالين
ايرانی دفاع
از حقوق بشر
در اروپا و آمريکای
شمالی»، بستر
همکاری،
همياری و همراهی
نهادها و
فعالين حقوق
بشری در اروپا
و آمريکای
شمالی است که
در پائيز سال 1381
حول اعلاميهی
جهانی حقوق
بشر و
کنوانسيونهای
الحاقی آن
تشکيل شده
است.
اهداف
اين شبکه
عبارتند از:
1- ديدهبانی
مستمر حقوق
بشر در ايران.
(تهيه و
انتشار گزارش
کلی ماهانه
نقض حقوق بشر
در ايران و
گزارشات
سالانه
موضوعی از
قبيل: وضعيت
مطبوعات،
وضعيت
دانشجويان،
وضعيت زنان و
وضعيت اعدام
در ايران)
2- دفاع از
حقوق سياسی،
اجتماعی،
فرهنگی و اقتصادی
شهروندان
ايرانی؛ بهگونهای
که در اعلاميهی
جهانی حقوق
بشر و
کنوانسيونهای
الحاقی آن
تعريف شده
است.
3- تلاش برای
لغو مجازات
اعدام. (تهيه و
انتشار گزارش
سالانه وضعيت
اعدام در
ايران. اطلاع
رسانی مقطعی
در اين رابطه)
4- اطلاعرسانی
به افکار
عمومی جهانی
در رابطه با
وضعيت حقوق
بشر در ايران.
(ترجمه و
انتشار گزارش
ماهانه نقض
حقوق بشر به
زبانهای
انگليسی،
آلمانی و
ايتاليایی)
5- تلاش برای
گسترش همکاری
و همبستگی
ميان نهادها و
فعالين حقوق
بشر ايرانی.
6- تلاش برای
گسترش همکاری
و همبستگی
ميان نهادها و
فعالين حقوق
بشر ايرانی و
بينالمللی.
تمرکز
فعالیتهای
شما به عنوان
فعالین
ایرانی دفاع
از حقوق بشر
در اروپا و
آمريکای
شمالی روی چه
چیزهایی است؟
- تمرکز کار ما
در شرایط فعلی
بر سه محور
زير استوار
است:
1لف- حساس
کردن افکار
عمومی جهانی
جهت به فعل در
آوردن همبستگی
بینالمللی
در حمایت از
تلاشهای
مردم ایران
برای رعایت
حقوق بشر در
ایران
ب-
شکستن جو
سانسور در
ایران به گونهای
که مردم ایران
بتوانند
تصویری از
کلیت وضعیت
حقوق بشر در
ایران را
داشته باشند.
تصویر درخت را
با تصویر جنگل
کامل میکنیم.
ج-
علاوه بر این،
کار دسته جمعی
را با در نظر
گرفتن دورنمای
نهادسازی
تمرین میکنیم.
تصویری
که شما از یک
جنبش حقوق
بشری ایدهآل
دارید چیست؟
- ما فکر میکنیم
تا یک جنبش
بزرگ حقوق بشر
تشکیل نشود و
ایرانیها به
طور پیگیر و
برنامهریزی
شده مسئله را
دنبال نکنند،
احترام به حقوق
بشر نهادینه
نمیشود و به
اصطلاح به شکل
فرهنگ در نمیآید.
بنابراین به
نهادسازی و
مدیریت نیاز
داریم. باید
خود مردم برای
نهادینه شدن
فرهنگ حقوق
بشر مشارکت
کنند و در
همین روند هم
هست که خود آنها
تحول پیدا میکنند.
بنابراین ما
به تعداد
زیادی انجمن و
سازمان کوچک
ولی فعال و
مستقل حقوق
بشری احتیاج داریم
و تشکيل اینها
وظیفهی خود
مردم است. چون
مسائل خود
مردم به وسیلهی
مردم طرح میشود
و خودشان
مسائل خودشان
را حل میکنند.
این راه حل در
کشورهای
مختلف هم عمل
شده و تجربهی
موفقی هم هست.
همین کانادا
یا سوئد یا
حتا کشورهای
آفریقایی و
آسیایی زیادی
هستند که این تجربه
در آنها موفق
بوده است.
فکر میکنید
چقدر به این
ایدهآل
نزدیک شدهاید؟
- تلاش ما
برای این است
که بیشتر به
این ایدهآل
نزدیک بشویم.
از 4 سال پیش تا
حالا البته ما
گسترش پیدا
کردهایم.
کیفیت کار ما
بهتر شده است.
تاثیر ما بیشتر
و محسوستر
شده، ارتباطهای
ما بسیار
زیادتر شده.
توانستهایم
تا حدودی
اعتماد و
اقبال عمومی
را جلب کنیم.
اما هنوز راه
زیادی در پیش
داریم. هدف ما
این نیست که
خودمان آن
شرایط ایدهآل را
ایجاد کنیم،
بلکه ما
خودمان را
جزئی از جنبش
بالقوهی
حقوق بشر میدانیم
که میتواند
بسیار بزرگتر
و
تاثیرگذارتر
بشود و به آن
ایدهآل
نزدیک بشود.
هدف ما
ترویج ایدهی
نهادسازی بهجای
نخبهگرایی
است. تاکید بر
تلفیق
خودانگیختهگی
با مدیریت یا
به زبان دیگر
شور با
عقلانیت است.
فرهنگ و سنتهای
غالب بر جامعهی
ایران البته
برای رسیدن به
ایدهآلها
هنوز مشکل
دارد. ولی فکر
میکنیم که
یکی از راههای
خروج
ساختاری،
خروج از مدار
نقض گسترده، مستمر
و برنامهریزی
شدهی حقوق
بشر در ایران
همین راه است.
چون نمیتوان
به دولت و یا
نهادهای
مستقل از
ارادهی مردم
امیدی داشت.
حتا در صورت
استقرار
دمکراسی در
ایران، باز
شکوفایی و
بهتر شدن و
بیشتر شدن
دمکراسی به مشارکت
عمومی،
دائمی،
گسترده و نهادینه
شدهی مردم
نیازمند است.
چه
موانعی بر سر
راه رسیدن به
نقطهی مطلوب
وجود دارد؟
- ضعیف
بودن سابقهی
کار جمعی،
بخصوص کار
درازمدت و
پیگیر و نهادهای
مستقل از
پوزیسیون و
اپوزیسیون و
عدم انتقال
تجربه بین نسلها
مهمترین
مشکل ما است.
البته مشکلات
دیگری هم
داریم مثلا
مشکل ارتباط
با دوستان
بالقوهی
خودمان در
خارج و داخل
کشور و فعالین
بینالمللی،
کمبود
امکانات و...
این
مسئله را چطور
باید حل کرد؟
- راه مشکل
در خود مشکل
است. یعنی
باید اول یک
تصویر دقیق و
بی طرف از
مسئله داشت.
بعد راههای
حل مشکل را
پیدا کرد. به
نظر میرسد
نبود سنت
همکاری از
جمله معلول
نبود سرمایهی
اعتماد است.
سرمایهی
اعتماد در
ایران بسیار
محدود شده
است. بنابراین
باید اعتماد
سازی کرد.
برنامههای
آیندهی شما
چیست؟
- برنامهی
آینده ما دادن
سرعت و موثر
کردن همین سامانهی
فعلی و بالا
بردن تاثیر
پذیری تلاشهایمان
در ایران و
خارج ایران
است. تلاش
داریم که تخصصیتر
عمل کنیم،
میزان اعتماد
سازی را بیشتر
کنیم و هرچه
بیشتر صدایمان
را به افکار
عمومی جهانی
برسانیم تا
بتوانیم به
عنوان
شهروندان
ایرانی نقش
خود را در بهبود
وضیعت حقوق
بشر و رعایت
آن در ایران
ایفا کنیم. ◘