گفتگو با عبدالكريم لاهيجى در باره تاريخچه نخستين سازمان حقوق بشر در ايران

 

مصاحبه كننده: كيواندخت قهارى

در آستانه سالگرد انقلاب بهمن ۱۳۵۷ قرار داريم. اين انقلاب با خود تحولهاى عظيمى به همراه آورد، تحولهايى كه گاه با تناقض مشخص مى‌شوند. با موج‌خيز انقلاب “حقوق بشر” به مفهومى رايج تبديل شد و به صورت مشخص دفاع از زندانيان سياسى الهام‌بخش حركتهاى چشمگيرى گرديد. ولى پيامدهاى انقلاب با تعميق بهره‌ورى از حقوق همگانى بشرى همراه نبودند. ديده شد كه روحانيانى كه خود زندانى سياسى بودند و از حمايتهاى تشكلهاى بين‌الللى حقوق بشر بهره‌مند شده بودند، پس از قدرتگيرى، از اين سازمانها به زشتى سخن مى‌گفتند، چون اينك خود اين روحانيان مى‌بايست به آنها پاسخ مى‌دادند كه بر سر زندانيان چه مى‌آورند. همراه با انقلاب، دفاع از حقوق بشر به صورت متشكلى درآمد و به همت عده‌اى از آزاديخواهان “جمعيت دفاع از آزادى و حقوق بشر” تشكيل شد. چندى از انقلاب نگذشته بود كه اين جمعيت ممنوع شد. اين جمعيت اما بذرى را افشاند كه سرانجام بارآور شد. اينك مى‌بينيم كه مفهم حقوق بشر به يكى از رايجترين مفهومها در عرصه آگاهى همگانى تبديل شده و دوباره به تدريج گرد آن سازمان‌يابى صورت مى‌گيرد. در اين رابطه به ويژه بايد از “كانون مدافعان حقوق بشر” نام ببريم كه به تازگى به همت عده‌اى از حقوق‌دانان در تهران تشكيل شده است. در خارج از كشور انجمنهاى دفاع از حقوق بشر جزو تشكلهاى ثابت و پرسابقه ايرانيان هستند و نقش مهمى در آگاهى‌رسانى به جهانيان از جمله خود ايرانيان در مورد وضعيت حقوق بشر در كشور ايفا مى‌كنند.

نيكو دانستيم كه در آستانه سالگرد انقلاب بهمن گفتگويى داشته باشيم با آقاى دكتر عبدالكريم لاهيجى از مؤسسان “جمعيت دفاع از آزادى و حقوق بشر”، جمعيتى كه نخستين تشكل ايرانى در نوع خود است و تشكيل و فعاليت و سپس ممنوعيت فعاليتش در كشور به نوعى بازتاب‌دهنده سرنوشت انقلاب ۵۷ است. آقاى لاهيجى به تاريخ آغاز گشته با “جمعيت دفاع از آزادى و حقوق بشر” با تشكيل “جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران” در خارج از كشور استمرار داد. اين فعاليت مستمر به آقاى لاهيجى حالت پيش‌كسوتى بسيار احترام‌برانگيزى مى‌دهد. “جامعه دفاع از آزادى و حقوق بشر” در عرصه بين‌المللى و در ميان تشكلهاى مشابه خود شناخته شده است. آقاى لاهيجى نيابت رياست فدراسيون بين‌المللى سازمانهاى مدافع حقوق بشر را نيز عهده‌دار هستند.

صداى آلمان: آقاى دكتر عبدالكريم لاهيجى، سابقه تشكيل يك سازمان غيردولتى براى دفاع از حقوق بشر در ايران چيست؟

عبدالكريم لاهيجى: بايد به عنوان مقدمه خدمت
تان عرض كنم كه از نيمه دوم سالهاى چهل، با افزايش اختناق، فعاليتهاى سياسى در ايران روز به روز كم رنگتر و محدودتر شد، و در مقابل، دستگيريها و محاكمه هاى سياسى رو به افزايش گذاشتند.

ما، يك عده از فعالان سياسى سالهاى ۳۹ تا ۴۲، ۴۳، در چارچوب فعاليتهاى مربوط به جبهه ملى و اينها، كه قدم به كانون وكلاى دادگسترى گذاشته بوديم، اين فكر كم
كم برايمان پيدا شد كه بايد از زندانيان سياسى به يك صورتى حمايت بشود.

مى
دانيد كه باز چند سال بعد، دو سازمان چريكى در ايران پا گرفت و متاسفانه فعاليتهاى سياسى اصلا از صورت فعاليتهاى علنى و به اصطلاح قانونمند وارد فعاليتهاى مسلحانه و قهرآميز شد. و باز مىدانيد كه تمام اين متهمان و كسانى كه در جريان اين فعاليتها دستگير مىشدند هم، به دادگاههاى نظامى فرستاده مىشدند و پاى ما وكلاى دادگسترى به آن دادگاهها نمىرسيد، براى اينكه از آنها فقط بايد وكلاى نظامى دفاع مىكردند.

بنابراين فعاليت ما در آن سالها فقط تماس با سازمانهاى بين
المللى خارج از ايران بود كه از آنها مىخواستيم به ايران ناظران بينالمللى بفرستند براى حضور در محاكمه، براى بازديد از زندانها و ملاقات و گفتگو با زندانيان. از اين طريق بود كه ما با سازمانهايى مثل سازمان عفو بينالملل، فدراسيون بينالمللى جامعههاى حقوق بشر، كميسيون بينالمللى حقوقدانان، جمعيت بينالمللى حقوقدانان دموكرات، به مرور همكارى مىكرديم و طى سفرهايى كه به خارج از ايران داشتيم، با آنها تماس داشتيم.

تا در سال ۱۳۵۶ كه مى
دانيد مقارن با تغيير رهبرى سياسى در به اصطلاح قوه مجريه امريكاست و به روى كار آمدن جيمى كارتر، كه مىدانيد، در جريان فعاليتهاى انتخاباتىاش مسئله حقوق بشر و احترام به حقوق بشر را عنوان كرده بود، با توجه به شكست بزرگ نه فقط سياسى، نظامى، بلكه اخلاقىاى كه بر پيكره جامعه امريكا پس از جنگهاى ويتنام به وجود آمده بود.

ما آن زمان با خود فكر مى
كرديم كه با توجه به موقعيت امريكا، با توجه به حمايت بىقيد و شرط سياسى، اقتصادى و نظامى امريكا از شاه و دولت آن زمان، اگر ما بياييم فعاليتهاى غيرعلنى را به مرور تبديل به فعاليتهاى علنى بكنيم، هرچند كه ممكن است باز برايمان خطراتى داشته باشد، ولى فكر مىكرديم كه اين خطرات قابل مقايسه با سالهاى پيش از آن و در دوره سالهاى ۴۵ تا ۵۵ نيست.

بنابراين با يك همچنين بينشى بود كه همزمان دو جمعيت در ايران تاسيس شد: “جمعيت بين
المللى حقوقدانان ايران”، كه همچنان كه از اسمش برمىآيد، مركب بود از بيشتر وكلاى دادگسترى، تعدادى از قضات دادگسترى و استادان حقوق و بعد “جمعيت دفاع از آزادى و حقوق بشر”، كه هر چند در آن چند تن از پايهگذاران جمعيت حقوقدانان هم بودند، ولى كوشش بر اين بود كه به ساير گروهها يا لايههاى اجتماعى هم كشيده شود و فقط پايهگذاران آن جمعيت، حقوقدانان نباشند.

صداى آلمان: آقاى لاهيجى، ساير گروهها كه مى گوييد چه گروهها يا كسانى بودند؟

عبدالكريم لاهيجى: با توجه به بافت جامعه ايران، با توجه به موقعيت جامعه پدرسالارانه ايران، كه در ارتباط با فعاليتهاى سياسى هم متاسفانه اين قانونمندى حكومت مى
كرد، بنابراين تصادفى نبود، و شايد، مىخواهم بگويم، با توجه به اوضاع و احوال آن زمان، طبيعى بود كه در بين سى نفرى كه جمعيت دفاع از آزادى و حقوق بشر را پايهگذارى كردند، تعدادى از شخصيتهاى سياسى باشند، كسانى كه سالها در ايران براى استقرار آزادى و دموكراسى مبارزه كرده بودند، به زندان افتاده بودند: شخصيتهايى مثل مهندس مهدى بازرگان، مثل دكتر كريم سنجابى، جزو هيات موسس بودند و مىتوانم بگويم كه در جمع يك مجموعهاى بود از جامعه روشنفكر به اصطلاح سياسى آن زمان.

صداى آلمان: آيا اين جمعيت در عمل چگونه شكل گرفت و چگونه موجوديت خود را اعلام كرد؟

عبدالكريم لاهيجى: تشكيل جمعيت به اين صورت بود كه پس از اينكه اساسنامه جمعيت حاضر شد، كه البته كارش به عهده دو حقوقدانى بود كه جزو اين سى تن بودند، آقاى حسن نزيه و من، ما ترجيح داديم كه فعاليت
مان را با نوشتن نامهاى به دبيركل سازمان ملل متحد رسميت بدهيم و علنى كنيم، و به همين منظور هم يك مصاحبه مطبوعاتى تشكيل شد در ۱۳۵۶ و چون محل نداشتيم، در منزل يكى از موسسين جمعيت، آقاى دكتر كريم سنجابى، كه صرف نظر از موقعيت سياسىاش، استاد دانشكده حقوق دانشگاه تهران هم بود.

در جريان آن كنفرانس مطبوعاتى ما هم تشكيل جمعيت دفاع از آزادى و حقوق بشر را اعلام كرديم و هم گفتيم كه براى اينكه جمعيت رسميتى داشته باشد و بتواند تا حدودى از افكار عمومى و جامعه بين
المللى هم كمك بگيرد، براى تامين امنيت اعضاى خود و هم به اصطلاح فعاليتهايش در ايران، بنابراين رسميت جمعيت مقارن شد با نوشتن نامهاى به دبيركل سازمان ملل متحد، كه در آن نامه ما خاطرنشان كرده بوديم كه چرا به تشكيل اين جمعيت دست مىيازيم و از جامعه بينالمللى چه مىخواهيم. تجزيه و تحليلى كرده بوديم از شرايط ايران طى ۲۴، ۲۵ سالى كه از كودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ مىگذشت، تعطيل شدن احزاب، گروههاى سياسى، سازمانهاى سياسى، نهادهاى جامعه مدنى، سانسور بر مطبوعات، بر وسايل ارتباط جمعى، بالا رفتن روزافزون تعداد زندانيان سياسى، انجام محاكمات به صورت بيشتر غيرعلنى در دادگاههاى نظامى، دادگاههاى دربسته، محروم بودن وكلاى دادگسترى و به تبع آن متهمان سياسى از حق دفاع، و وكلا از شركت در محاكمات سياسى، و خلاصه چنين درخواستهايى كرده بوديم و اينكه جمعيت دفاع از آزادى و حقوق بشر در پى دفاع از كل موازين حقوق بشر است.

با توجه به اينكه نزديك به دو سال بود كه ايران به ميثاقهاى بين
المللى حقوق مدنى، سياسى، اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى پيوسته بود و ملاقاتى هم سالى پيش از آن بين شاه و آقاى مارتين انالز Martin Ennals، دبيركل آن زمان سازمان عفو بينالملل، صورت گرفته بود و توافقهايى كرده بودند كه از آن به بعد زندانهاى ايران را صليب سرخ جهانى بازديد بكند و از آن طريق به ما اخبار بيشترى مىرسيد، بنابراين ما فكر مىكرديم كه در شرايط و اوضاع و احوال آن زمان براى فعاليتهاى حقوق بشرى، يك موقعيت مناسبى است و به اين صورت بود كه فعاليتهاى جمعيت دفاع از آزادى و حقوق بشر آغاز شد.

صداى آلمان: آقاى لاهيجى، فعاليتهاى جمعيت چگونه پيش رفت؟

عبدالكريم لاهيجى: فعاليتهاى جمعيت خيلى خوب مورد استقبال مردم قرار گرفت. از نظر اقتصادى هيچ گونه فشارى بر ما وارد نشد، به خاطر اينكه خيلى زود توانستيم يك محلى براى جمعيت بگيريم، در خيابان قديم شميران، نزديك حسينيه ارشاد. تعداد اعضاى جمعيت مى
توانم بگويم هر ماه رو به افزايش بود.

در نخستين انتخاباتى كه صورت گرفت، به خاطر همان بافت در هر حال سياسى - اجتماعى آن زمان ايران، همان طور كه خدمتتان عرض كردم، جزو اجزاى هيات اجرايى بيشتر همان شخصيتها و رهبران سياسى بودند. آقاى مهندس بازرگان به اكثريت آرا رييس جمعيت شد. نايب رييس
اش آقاى على اصغر حاج سيد جوادى بود، نويسنده نامههاى معروف آن زمان خطاب به شاه كه خيلى در بين مردم نفوذ معنوى داشت. بقيه اعضاى هيات اجرايى هم در هر حال اگر فعال سياسى به آن صورت نبودند، ولى در گذشته، همان طور كه خدمتتان گفتم، فعاليت سياسى داشتند و من هم به عنوان سخنگوى جمعيت انتخاب شدم و جمعيت آغاز به كار كرد. كار ما موضعگيرى در ارتباط با تمام موارد نقض حقوق بشر بود، به ويژه در ارتباط با دستگيريها، در ارتباط با زد و خوردهايى كه متاسفانه آن زمان، مىتوانم بگويم، هر روز در جامعه ايران در سطح بزرگى جريان داشت.

فعاليتهاى جمعيت دفاع از آزادى و حقوق بشر در آن زمان بيشتر در ارتباط با مسائل روزمره بود، براى اينكه مى
دانيد، دورانى بود كه در ايران هر روز تظاهرات جريان داشت و دستگيريها و زد و خوردها.

متاسفانه تعداد قربانيان كم نبود و حمله به مراكز اجتماعات كم نبود. حتى حمله به مسجد، حمله به بيمارستانها. براى اينكه مثلا در جريان تظاهرات مردم مى
رفتند به داخل يك بيمارستان، امرى كه در مشهد اتفاق افتاده بود، و آنجا هم متاسفانه قواى انتظامى يا نظامى مىرفتند و تيراندازى مىشد. عدهاى دستگير مىشدند، مجروح مىشدند، حتى كشته مىشدند. در قم، در كرمان، در اصفهان، همين اتفاقها صورت گرفت، در مساجد و در محلهاى ديگر، در دانشگاهها، در دانشگاه تهران، دانشگاههاى شهرستانها.

در بسيارى از مواقع ما هياتهاى تحقيق مى
فرستاديم به محل. در چند مورد خود من جزو هيات تحقيق بودم براى بررسى وضع، مشخص كردن تعداد قربانيها، مجروحان و اصولا چگونگى وقوع حادثه. و بعد موضعگيريهاى ما، از صدور اعلاميه، اطلاعيه، با توجه به اينكه ميزان دستگيريها هم متاسفانه بالا بود. آن زمان ديگر اين محدوديت براى وكلاى دادگسترى نبود. از زمان دولت شريف امامى توافق شده بود كه، يعنى بنا بر موافقتى كه حين نشستى كه بين همين دو سازمانى كه ياد كردم، با وزارت دادگسترى و مقامات دادرسى ارتش حاصل شد، قرار شد كه وكلاى دادگسترى بتوانند در محاكمات نظامى شركت بكنند و من اولين وكيل دادگسترى بودم كه در دادگاههاى نظامى شركت كردم و به دفاع از متهمين سياسى پرداختم.

فعاليت “جمعيت حقوقدانان” هم به موازات فعاليت ما در “جمعيت دفاع از آزادى و حقوق بشر” بود و در به اصطلاح ادامه فعاليتهاى حقوقى - قانونى براى دفاع از متهمان. از سوى ديگر به دعوت “جمعيت دفاع از آزادى و حقوق بشر” ناظران بين
المللى براى نخستين بار، مثلا از طرف سازمان عفو بينالملل، يك هيات به ايران آمد. بعد از طرف جمعيت بينالمللى حقوقدانان دموكرات، و از اين طريق هم در هر حال روز به روز هم به شناسايى “جمعيت دفاع از آزادى و حقوق بشر” انجاميد و هم به همكارى رسمى اين سازمان با سازمانهاى بينالمللى. اين وضع ادامه داشت تا در هر حال دوره انقلاب، يعنى منظورم پيروزى انقلاب و روزهاى بهمن ۱۳۵۷.

صداى آلمان: آقاى لاهيجى، در دوره انقلاب اين جمعيت چه كرد؟

عبدالكريم لاهيجى: در جريان انقلاب متاسفانه به اعضاى جمعيت خيلى كم لطمه و صدمه وارد نشد. مى خواهم بگويم با وجود آن ارزيابى
اى كه ما كرده بوديم، كه خب، موقعيت رژيم گذشته، با توجه به حمايت بىقيد و شرط امريكا ايجاب مىكرد كه، خب، وقتى رييس جمهور امريكا حمايت از حقوق بشر را نه فقط در امريكا، كه در همه دنيا، در صدر برنامههاى انتخاباتى خود گذاشته، بنابراين در ايران، كه بالاخره يكى از كشورهايى بود كه در اردوگاه غرب و امريكا قرار داشت، اين مسئله حداقل حمايت را به خودش جلب بكند، ولى متاسفانه به اين صورت نبود.

هيات موسس و هيات اجراييه “جمعيت دفاع از آزادى و حقوق بشر” مورد حمله
هاى پياپى ساواك قرار گرفت، به منازل و محل كار بسيارى از ما بمب انداختند، من شديدا توسط يك عده از كماندوهاى ساواك در خيابان مضروب شدم. يك عده از دوستان ما به همين صورت دستگير شدند. يعنى مىخواهم بگويم كه در جريان بخصوص سال ۵۷، كم خطر در جلوى فعاليتهاى حقوق بشر نبود. به خاطر همين هم ما فكر مىكرديم، لااقل پس از پيروزى انقلاب و با توجه به اينكه به هر حال شايد، يا روى تصادف يا در هر حال ، مسير منطقى قضايا و انقلاب، يك همچنين انتصابى را ايجاب مىكرد، رييس “جمعيت دفاع از حقوق بشر” عنوان نخست وزيرى گرفت و تعدادى از اعضاى موسس جمعيت حقوق بشر هم جزو هيات دولت آقاى مهندس بازرگان بودند، و البته آنها همه از مقامهاى خودشان، مسئوليتهاى خودشان، در جمعيت حقوق بشر استعفا دادند و دوباره انتخابات مجدد صورت گرفت و فعاليتهاى جمعيت متوقف نشد.

صداى آلمان: بعد از تشكيل دولت موقت آقاى بازرگان فعاليت جمعيت به چه صورت بود؟

عبدالكريم لاهيجى: نخستين فعاليت ما بعد از تشكيل دولت موقت پس از نخستين اعدامها بود، كه همان جور كه در روزنامه
هاى آن زمان هست، به صورت نامهاى به امضاى من خطاب به آقاى مهندس مهدى بازرگان، كه رييس دولت موقت بود، عنوان شد. ما نسبت به اين اعدامها، كه بدون هيچ گونه محاكمهاى صورت مى گرفت يا در جريان يك محاكمه كاملا فرماليته و تشريفاتى به هر حال تعدادى اعدام شده بودند، شديدا اعتراض كرديم.

از آن زمان است كه در هر حال فعاليتهاى “جمعيت دفاع از آزادى و حقوق بشر” متوجه به نقض حقوق بشر است در ارتباط با حقوق مسئولان گذشته. يعنى دادگاههاى انقلاب متاسفانه به صورتى برگزار مى
شد، محاكمههاى آنها، كه به هيچ وجه حقوق آنها را رعايت نمىكردند و اين هم مورد اعتراض ما بود.

دو بازديد من از زندان قصر كردم و ملاقات و مذاكره با زندانيان آن زمان، كه كلا وابستگان رژيم گذشته بودند، از آقاى هويدا بگيريد تا بسيارى از وزرا، نمايندگان مجلس، و فرماندگان ارتش، و خب كوشش ما اين بود كه از دولت، و به خصوص از دولت موازى
اى كه وجود داشت، يعنى دادگاههاى انقلاب، شوراى انقلاب، بخواهيم كه هم حقوق آنها را رعايت بكنند، هم يك مقدار وضع زندانها را، كه در جريان انقلاب به كلى زندانها را غارت كرده بودند، شكسته بودند و از حداقل وضعيت رفاهى متاسفانه زندانها برخوردار نبودند، از اين نظر هم اقداماتى صورت بگيرد. البته تا حدودى اقدامات صورت گرفت در جهت ترميم و بازسازى خرابيها. ولى متاسفانه در حوزه رعايت حقوق زندانيان سياسى هيچ گونه بهبودى به وجود نيامد و اعدامها همچنان ادامه داشت.

اعتراض ما هم از طريق نوشتن اطلاعيه و مصاحبه در روزنامه
ها، و نه در راديو و تلويزيون، كه متاسفانه از همان روز اول موضعاش در مقابل ما مشخص بود و از انعكاس موضعگيريهاى “جمعيت دفاع از آزادى و حقوق بشر” به تمام معنى خوددارى مىكردند، حتى در دوران دولت موقت، به خاطر اينكه دولت موقت هم اختيار و كنترلى بر روى راديو و تلويزيون نداشت، ولى در روزنامههاى آن زمان كه خوشبختانه آزاد بودند، اين موضعگيريها و نوشتهها مطرح مىشد.

اين فعاليتها در طول سال ۵۸ ادامه داشت، در نيمه نخست سال ۵۹ هم همينطور. ولى پس از آغاز جنگ متاسفانه فشار روى فعالان جمعيت، مسئولان جمعيت بيشتر شد، براى اينكه همان طور كه خدمت
تان گفتم، تقريبا نصفى از هيات موسس جمعيت ديگر به خاطر مسئوليتهاى سياسىشان استعفا داده بودند و بنابراين از هيات موسس اوليه كه مسئولان جمعيت به شمار مىآمدند، متاسفانه تعداد زيادى باقى نمانده بود. بسيارى از اعضاى جمعيت هم، كه بيشتر جوانها بودند، جذب گروههاى سياسى شده بودند و مشغول فعاليت بودند در گروههاى سياسى.

اينجا بود كه با شروع جنگ ايران و عراق و اعلام كمابيش حالت فوق
العاده، كه مىدانيم طى اين يك سال و نيم هم به مرور روزنامهها را توقيف كرده بودند، تعطيل كرده بودند، و خلاصه جامعه ايران مىرفت به طرف يك اختناق سازمان يافته، اين بود كه به مرور فعاليتهاى جمعيت هم كم شد.

محل جمعيت، كه پس از انقلاب به محل جديدى در خيابان ويلا، كه آن هم دولت موقت در اختيار ما گذاشته بود و از اين بابت اجاره
اى نمىداديم، محل